عبد الرحمن جامي

182

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

عكس را كى باشد از نور انقطاع موج را چون باشد از بحر انفصال عين نور و بحر دان اين عكس و موج چون دوئى اينجا محال آمد محال رهروان عشق را بنگر كه چون هر يكى را بر دگرگون است حال آن يكى در جمله ذرّات جهان ديده تابان آفتابى بىزوال و ان دگر ز آينهء هستى عيان ديده مستورات اعيان را جمال و ان دگر در هر يكى آن ديگرى ديده من غير احتجاب و اختلال وفّقنا الله للخروج من مضيق العلم إلى فضاء العين و رزقنا الجمع بين هاتين الحسنيين .